محمد مفيد مستوفى بافقى
25
جامع مفيدى ( فارسى )
ترجيع آنكه درگاه رفيعش دين و دولت را درست * سروران دهر را خاك درش تاج سرست گردى از خاك درش ملك و ملك را زيورست * آستان كبريايش آسمانى ديگرست پايهء قدرش ز هفتم چرخ گردون برترست * نردبان بام قصرش نه رواق اخضرست خاكروب درگه او قيصر و اسكند [ ر ] ست * چرخ گردون پيش قدرش تودهء خاكسترست نور مهر و مه ز خورشيد جمالش انورست * مهر و مه از آن تفاخر بر كواكب درخورست ذرهاى مهرش ز ملك هردو عالم بهترست * قطرهاى از جام فيضش زمزم است و كوثرست زاير درگاه او [ 21 الف ] كار دو كونش چون زرست * مس جان را خاك راهش كيمياى احمرست منكر ار باور ندارد مخلصان را ياورست * آن حديثى كز يقين فرمودهء پيغمبرست آنكه يك طوف حريمش هفت حج اكبرست * قبلهء هشتم على موسى رضا بن جعفرست و بعد از آنكه شرايط طواف بتقديم رسانيد يك اربعين بسر برده از آن مقام شريف متوجه شهر هرات شد ، و چون بدان خطه رسيد در محلهء سيد حسينى سادات نزول نمود . اما مدتى بود كه سيد حسينى وديعت حيات « 1 » را بقابض ارواح سپرده در منزهات جنات عدن سير ميفرمود ، و با اصحاب چنين وصيت كرده بود كه چون سيد نعمت اللّه نامى از سلسلهء سيادت در تاريخ هفتصد و نود هجرت
--> ( 1 ) - اصل : حيوت